ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )
392
معجم البلدان ( فارسى )
شدّاد پسر عاد در سوق التين دمشق بود . و در آن كه شام نام داشت به خيابان باز مىشد ، و او در بالاى ستونهاى دو پل سقفدار به نامهاى « دار البطيّخ » و « سوق التين » گل و گياه كاشته بود . احمد پسر طيب سرخسى گويد : ميان دمشق و بغداد دويست و سى فرسنگ راه است . مىگويند : تفسير آيهء مباركه « وَ آوَيْناهُما إِلى رَبْوَةٍ ذاتِ قَرارٍ وَ مَعِينٍ « 1 » - ايشان را در بلندايى زيبا جاى داديم . مقصود دمشق است كه قرار گاهى مرفّه و گسترده و پر آب و خوش آب و هوا است . قتاده گويد : مقصود از تين و زيتون كه در قرآن آمده ؛ تين نام كوه دمشق و زيتون نام كوه بيت المقدس است و از طور سينين درّهاى زيبا و از « هذا البلد الأمين » مكّه را است . و گويند « ارم ذات العماد » دمشق است . اصمعى گفته است : بهشت در جهان سه جا باشد : 1 - غوطه دمشق ؛ 2 - رودخانهء بلخ ؛ 3 - رودخانهء ابلّه . فاضلاب جهان نيز سه جا باشد : ابلّه و سيراف و عمّان . بو بكر محمّد پسر عباس خوارزمى « 2 » شاعر گويد : بهشت دنيا در چهار جاست : 1 - غوطهء دمشق ؛ 2 - صغد سمرقند ؛ 3 - درهء بوّان و 4 - جزيرهء ابلّه و من هر چهار را ديدهام و بهتر از همه دمشق باشد . در اخبار آمده است : ابراهيم در غوطه دمشق در ديهى به نام برزه در دامنهء كوه قاسيون زاده شد . و از پيامبر ( ص ) روايت است كه عيسى در آخر زمان در كنار منارهء سفيد خاورى دمشق به زمين فرود خواهد آمد . و در اين جايگاههاى شريف دمشق دعا بر آورده مىشود : 1 - غار خون در كوه قاسيون كه جايگاه پيامبران و نمازخانهء ايشان بوده است ؛ 2 - غار كوه نيرب كه گويند : جايگاه عيسى و نمازخانهء ابراهيم بوده و نيز قبر موسى در آنجاست . و پيامبر ( ص ) گفته است كه حضرت عيسى در مسجد دروازهء خاورى فرود خواهد آمد . گويند قتلگاه يحيى بن زكريا در مسجد كوچك كه در پشت جيرون قرار دارد ، بوده است . قبلهء جامع را [ 590 ] هود بنا نهاده است و گور چند تن از ياران پيامبر و خانههاى ايشان در آنجا به تعدادى است كه در شهرهاى ديگر يافت نمىشود . مؤلف ( ياقوت ) گويد : از ويژگيهاى دمشق كه در شهرهاى ديگر نديدهام فزونى رودخانهها و آب و قناتهاى آن است . كمتر ديوارى هست كه از آن بگذرى و لولهاى آب از آن بيرون نيامده و به حوضچهاى نريزد و رهگذران از اين آبها مىآشامدند . مسجدى و مدرسهاى و خانقاهى نديدم مگر اينكه آب در آن روان باشد و در حوضچهاى گرد آيد . خانه در دمشق به سبب فزونى مردم گران است . و زمين شهر اندك و زمينهاى باير پيرامون شهر به اندازهء خود شهر است . شهر در زمينى مسطح و پيرامون آن را از هر سو كوههاى بلند قاسيون فرا گرفته است . در هيچ شهرى به اندازهء دمشق عابدان و زاهدان ندارد . در اين شهر غارها و شكافها و آثار پيامبران بسيار ديده مىشود كه در شهرهاى ديگر كمتر از آن است . در اين شهر ميوهء خوشمزه بسيار است و به شهرهاى ديگر از مصر تا حرّان مىبرند و به همه جا مىرسند . شاعران ، اين شهر را بسيار ستودهاند و من اندكى از آن را ياد كردهام . مسجد جامع دمشق در زيبايى ضرب المثل است . كوتاه سخن آنكه هيچ شهرى به اندازهء دمشق به بهشت تشبيه نشده است . و هيچ زيبايى براى بهشت نگفتهاند مگر اينكه در دمشق پيدا شود . و هيچ چيز در جهان نيست مگر آنكه در دمشق مانند آن يا بهتر از آن يافت شود . و از همه چيز در آنجا بهترين مسلمانان آنجا را در ماه رجب سال چهارده پس از محاصره به طورى كه بر هر دروازهء آن اميرى با سپاهش ايستاده بودند گشودند و خالد بن وليد از دروازهء خاورى با زور وارد شهر شد . وقتى بوميان چنين ديدند همگى به دور بو عبيده ابن جراح و يزيد بن ابى سفيان و شرحبيل پسر حسنه گرد آمدند ، كه هر يك از ايشان يك چهارم سپاه عرب را در اختيار داشت ، و از ايشان امان نامه خواستند تا درهاى ديگر را باز كنند . ايشان ، از اين سه امير ، امان نامه خواستند . و سپاه عرب از سه دروازه با امان نامه ، و از دروازهء خاورى خالد بن وليد با زور و كشتار وارد شده ، شهر را گرفتند و نامهاى به عمر خطّاب نوشتند و پيروزى و چگونگى آن را گزارش دادند . پس براى همهء شهر يك صلح نامه نوشته شد . جامع دمشق را يكى از مردم آن شهر چنين توصيف مىكند : تمام زيباييها در آن هست و از شگفتيهاى جهان به شمار مىرود . [ 591 ]
--> ( 1 ) . سورهء مؤمنون . ( 2 ) . معروف به طبرخزى ، خواهر زادهء تاريخ نگار بزرگ طبرى ( 224 - 310 ) است كه چون به رافضى بودن افتخار مىكرد ، مؤلف ( ياقوت ) به او ناسزا گفته است ( ن . ك : چ ع 1 ص 68 ) .